الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
436
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )
بيعت گرفته شد ، « ابو سفيان » براى ايجاد فتنه و آشوب و درگيرى در ميان مسلمانان به سراغ « عبّاس » عموى پيامبر رفت و به او گفت : اين گروه ، خلافت را از « بنى هاشم » بيرون بردند و در قبيلهء « بنى تيم » قرار دادند ( ابو بكر از اين قبيله بود ) و مسلّم است كه فردا اين مرد خشن كه از طايفهء « بنى عدى » است ( اشاره به عمر است ) در ميان ما حكومت خواهد كرد . برخيز ، نزد « على » ( ع ) برويم و با او به عنوان خلافت بيعت كنيم . تو عموى پيامبرى و سخن من هم در ميان قريش مقبول است اگر آنها با ما به مقابله برخيزند با آنها پيكار مىكنيم و آنان را در هم مىكوبيم . و به دنبال اين سخن هر دو نزد « امير مؤمنان على » ( ع ) آمدند . « ابو سفيان » عرض كرد : اى « ابو الحسن » از مسألهء خلافت غافل مشو . كى ما پيرو قبيلهء بى سر و پاى « تيم » بوديم ! ( و مىخواست به اين ترتيب امام ( ع ) را تحريك براى قيام و درگيرى كند ) اين در حالى بود كه حضرت مىدانست او به خاطر دين ، اين سخنان را نمىگويد بلكه مىخواهد فساد بر پا كند . « 1 » به همين جهت خطبهء بالا را ايراد فرمود . مورّخ معروف « ابن اثير » در كتاب « كامل » مىنويسد كه « على » ( ع ) در اين جا به « ابو سفيان » فرمود : به خدا سوگند منظور تو چيزى جز فتنه نيست ! به خدا سوگند تو هميشه در فكر بودى كه براى اسلام و مسلمين ايجاد شرّ كنى ! ما نياز به نصيحت و اندرز تو نداريم ! « 2 » و از اين جا حال و هوايى كه اين خطبه در آن صادر شده است به خوبى روشن مىشود و مىتواند پرتوى روى تمام جملههاى خطبه بيندازد و آن را تفسير كند . در نخستين بخش از اين خطبه ، امام ( ع ) به چهار نكتهء مهم اشاره مىفرمايد : نخست مىگويد : « اى مردم ! امواج سهمگين فتنهها را با كشتيهاى نجات
--> ( 1 ) شرح ابن ميثم ، جلد 1 ، صفحهء 276 . ( 2 ) كامل ابن اثير ، جلد 2 ، صفحهء 326 .